امر به معروف و نهي از منکر؛ رفع کاستي ها و نابساماني هاي اجتماعي

امر به معروف و نهي از منکر؛ رفع کاستي ها و نابساماني هاي اجتماعي

۲۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۹:۴۰ کد مطلب: 84

امر به معروف و نهي از منکر؛ رفع کاستي ها و نابساماني هاي اجتماعي

حجت الاسلام محمد سلماني کياسري

قسمت اول

* ضرورت شناخت وتوجه به امر به معروف و نهي از منکر:

امر به معروف و نهي از منکر از فروع دين است، يعني يک مسلمان علاوه بر اعتقاد به مسئله امر به معروف و نهي از منکر بايد آن را در قول و فعل خود عملي سازد که تاکيدات آن در قرآن کريم و نيز روايات بسيار زياد وارد شده است، لذا امر به معروف و نهي از منکر ريشه در احکام ديني، فقهي و روايي دارد و براي عمل نمودن نياز به علم و دانستن معارف درباره اين فريضه است.
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: «من عَمَل علي غير علم کانَ يفسده اکثر مما يصلح ( حراني - تحف العقول- 1363 - ج 1 - ص 47 ) کسي که بدون علم کاري را انجام دهد فساد و خرابي آن بيشتر از اصلاح آن است.» امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «... لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَة...  ( برقي - المحاسن - 1371 - 
ج 1  ص 198 ) خداوند عملي را بدون شناخت و معرفت قبول نمي کند.» و نيز امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايند: «يا كُميل! ما مِن حَرَكَةٍ الّا و اَنتَ مُحتاج فيها اِلى مَعرفَة( حکيمي - الحيات - ج1  ص 61 ) اي کميل هيچ حرکت و کاري نيست مگر آنکه در آن به معرفت و شناخت نياز داري.»
توصيه به معرفت و شناخت براي آن است که اگر عمل و حرکتي مبتني بر علم و دانش نباشد چه بسا به جاي ايجاد مصالح، مفاسدي را به وجود آورد. روي همين ضرورت است که براي آموختن احکام ديني و عمل صحيح، اسلام عزيز تاکيد مي فرمايد که هر قوم و جماعتي فردي را براي آموختن فقه و احکام ديني بفرستند تا پس از آموختن مردم را نسبت به حقايق احکام ديني آشنا نمايند و از آنچه ناپسند و زشت است باز دارند.
قرآن کريم مي فرمايد: «....فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَآئِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ... ( توبه 122 )
چرا از هر گروه از ايشان دسته اي سفر نکنند تا در کار دين، دانش اندوزند و چون بازگشتند قوم خويش را بيم دهند...» علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي فرمايد: عمل در همه شئون دائر مدار علم است. هر زمان که علم قوي باشد عمل قوت مي گيرد و هر زمان که علم ضعيف باشد عمل هم ضعيف مي گردد. هر زمان که علم يک علم صالحي باشد عمل هم صالح مي شود و هر زمان که علم فاسد باشد عمل هم فاسد گردد. ( طباطبايي - تفسير الميزان - 1374 - ج 3 - ص 577 )
امر به معروف و نهي از منکر به لحاظ آنکه موضوعي بسيار گسترده است و مصاديق فراوان دارد لازمه اش دانستن آن است؛ اينکه شروط و مقدماتش چيست؟ مصاديق آن کدام است؟ در کجا و به چه شکلي اين فرضيه واجب 
مي شود؟ آثار و تبعات آن چيست؟ ترک آن چه عواقبي دارد؟ آيا اين فريضه در احکام است ويا در اخلاق و يا در همه موضوعات مصاديق دارد؟ آيا اين فرضيه فردي، خانوادگي، اجتماعي و يا حکومتي است؟ و سئوالات و ابهامات ديگر که هر کدام اگر بدون علم و معرفت باشد ممکن است آثار سوء آن دامنگير فرد و جامعه گردد. لذا براي تبيين حقايق و احکام و مصاديق اين فريضه الهي مباحثي در شناخت اوليه مطرح مي گردد؛
* امر به معروف و نهي از منکر از نگاه قرآن کريم:
در قرآن کريم در آيات زيادي امر به معروف و نهي از منکر در کنار هم و در مواردي نيز مسئله امر به معروف و نيز نهي از منکر به صورت مستقل مطرح شده است که اين مسئله نشانگر اهميت موضوع امر به معروف و نهي از منکر است. 
1- دعوت به خير:
قرآن کريم مي فرمايد: «وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( آل عمران 104 ) بايد از ميان شما گروهي باشند تا مردم را به خير و نيکي دعوت کنند و امر به معروف ونهي از منکر نمايند و اينها رستگارانند.»
چون امر به معروف و نهي از منکر در اين آيه مورد امر الهي واقع شده، لذا وجوب اين فريضه اثبات مي گردد. علامه طباطبايي در الميزان مي فرمايد: بعضي از مفسرين گفته اند کلمه «مِن» براي تبعيض است چون امر به معروف و نهي از منکر و به کلي دعوت به سوي خير از واجبات کفايي است. ( طباطبايي -تفسير الميزان- 1374 - ج 3 ص 578 )
2- بهترين امت:
خداوند در سوره آل عمران آيه 110 مي فرمايد: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ - شما بهترين امتي بوديد که براي مردم پديد آمديد چون امر به معروف ونهي از منکر 
مي کنيد و به خدا ايمان داريد.»
بهترين امت در برابر امتهاي ديگر است، گرچه هرکسي ايمان حقيقي داشته باشد و اين فريضه الهي يعني امر به معروف و نهي از منکر را عمل نمايد از بهترين ها و نمونه خواهد شد. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله بالاي منبر بودند، کسي پرسيد بهترين مردم کيست؟ حضرت فرمود ( بهترين مردم ) کسي است که بيشتر از همه به امر به معروف و نهي از منکر بپردازد و بيش از ديگران تقوا را پيشه خود سازد. ( مسعودي - پزوهشي درامربمعروف ونهي ازمنکر- 1378 - ص 10 ) در تفسير مجمع البيان از بعضي از صحابه چنين روايت شده که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: کسي که مي خواهد بهترين فرد امت باشد بايد شرط خدواند را ادا کند و آن شرط عبارت است از ايمان به خداوند و امر به معروف و نهي از منکر. ( طبرسي - مجمع البيان- 1371 - ج 2 - ص 812 )
در واقع ايمان به خدا و امر به معروف و نهي از منکر، هم امت را بهترين امت ها در جهان قرار مي دهد و هم فرد را بهترين فرد در بين امت به شمار مي آورد، يعني اين دو ويژگي موجب امتياز و برتري خواهد شد.
3 - قدرت و توانمندي، وظيفه را مضاعف مي کند:
گرچه يکي از شروط اوليه امر به معروف و نهي از منکر قدرت و توانايي است ولي زماني که مومنين کنار هم جمع شدند و قدرتي پديد آوردند خصوصا هنگامي که حکومتي تشکيل دادند که نمونه بارز قدرت و توانمندي است، در اين صورت بايد امر به معروف و نهي از منکر صورت گيرد. قرآن کريم مي فرمايد: «الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ....( حج 41 ) آنان که اگر در زمين قدرتشان داديم نماز برپا مي‌دارند و زکات مي دهند و امر به معروف و نهي از منکر مي نمايند...»
علامه طباطبايي نمونه بارز اين آيه را جامعه صالحي که براي اولين بار در مدينه در عهد رسول خدا صلي الله عليه‌وآله شکل گرفته و سپس در سرتاسر جزيره عربستان توسعه يافت، مي داند. ( رک - طباطبايي تفسير الميزان(ترجمه موسوي)- 1374 - ج 14 ص 547 )
صاحب تفسير الميزان همچنين مي نويسد: مراد از تمکين آنان در زمين اين است که ايشان را در زمين نيرومند کند به طوري که هر کاري که بخواهند بتوانند انجام دهند و هيچ مانعي و مزاحمي سد راه آنان نشود.
4 - وجه تمايز بين ايمان و نفاق:
يکي از معضلات جامعه اسلامي، منافقين و افراد دورو مي باشند. گرچه براي شناخت منافقين معيارهايي مطرح شده است ولي عنصر امر به معروف و نهي از منکر، خود مرز بين ايمان و نفاق را به خوبي روشن مي کند چراکه قرآن کريم مي فرمايد: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ...( توبه71 )
 مردان و زنان مومن، برخي از آنها دوستان برخي ديگرند که امر و فرمان به خوبي مي کنند و از منکر و زشتي منع مي نمايند.»
اما در مقابل، براي بر ملا شدن خط و جريان نفاق مي فرمايد: «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ... ( توبه 67 ) مردم و زنان منافق، برخي از آنها از برخي ديگرند که امر و فرمان به زشتي 
مي کنند و از نيکي و معروف منع مي نمايند.»
يکي از نشانه هاي نفاق، ترويج منکر است و البته منافقين فقط منکرات ظاهري را ترويج نمي دهند بلکه هر حرکت ضد الهي، انحرافي، التقاطي و ايجاد شبهه و ترديد در مباني ديني خصوصا ترديد در امامت و رهبري معصومين عليهم السلام، از نشانه هاي منافقين است. منافق در صدر اسلام يک نوع عمل مي نمود وامروز به نوعي ديگر عمل 
مي نمايد. آنچه مهم مي نمايد اين است که خط نفاق هرگز با صداقت، درستي و معروف سازگاري ندارد.
5 - امتيازات مؤمنين:
از مجموع مباحث مطرح شده روشن مي شود که؛
1 - خداوند فقط اهل ايمان را نمونه و برتر دانسته است، آن هم به جهت عملي نمودن امر به معروف و نهي از منکر. 2 - هميشه جمع مومنين مخاطب بودند. 3 - امر به معروف و نهي از منکر از صفات مومنين دانسته شده که پاداش آن بشارت الهي وَ «بَشَّر المومنين» ( اعراف 112 ) است. 4 - جماعت مومنين از صالحين و رستگاران شمرده شده اند؛ «وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَأُوْلَئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ» ( آل عمران 114 ) «وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» ( آل عمران 104 )
* اصلاح خانواده: 
امر به معروف ونهي از منکر دربعضي آيات به صراحت دربعضي موضوعات وارد شده ودربعضي آيات ديگر غيرصريح تاکيد شده است. ازجمله آنها حفظ و حراست ازکيان خانواده است. خانواده اصلي ترين کانون گرم عاطفي که شان و جايگاه آن درکلام خدا و رسول خدا صلي الله عليه و آله و سخن ائمه‌هدي عليهم السلام بسياررفيع و والاست. نبي مکرم اسلام فرمود: ‏«مَا بُنِيَ‏ فِي‏ الْإِسْلَامِ‏ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِيجِ (رحمتي-1358-ص72) در اسلام هيچ بنايي نزد خداوند محبوب تر وارجمند تر ازازدواج نيست.» و يا فرمود: «مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ‏ بَيْتٍ‏ يُعْمَرُ فِي الْإِسْلَامِ بِالنِّكَاحِ (کليني- الکافي-140-ج5ص328) هيچ چيز نزد خداوند محبوب تر از خانه اي که به وسيله نکاح و ازدواج در اسلام آباد شده، نيست.»
خداوند مي خواهد اين کانون، گرم و ناگسستني باشد و خللي برآن وارد نشود. هر چه تهديد و نا ملايمات است و هرآنچه موجب تضعيف آن مي شود ازآنها ايمن باشد. خداوند مي فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارً... (تحريم 6) اي کساني که ايمان آورده ايد! خود وخانواده خود را از آتش نگه داريد.» زماني که اين آيه نازل شد فردي خد مت رسول خدا آمد وبا گريه عرض کرد من نمي توانم خود را حفظ کنم، حالا حفاظت از خانواده ام بر من تکليف شده است؟ رسول خدا (ص) فرمود: کافي است آنچه به خود امر مي کني به آن ها هم امر کني وآنچه خودت از آن دوري مي کني وخود را از آنها منع مي کني، آنها را (خانواده ات را) نيز از آن ها منع کني. ( ورام ابن ابي فراس-1410-ج2 ص124) 
و نيز امام علي عليه السلام درباره اين آيه؛ «خود وخانواده خود را از آتش نگه داريد»، فرمود: به افراد خانواده خود کارهاي نيک را آموزش ده. ( محمدي ري شهري0ميزان الحکمه (ترجمه بخشي)-1381-ج8 ص3705) حفظ کيان خانواده بدون اين فريضه الهي امکان پذيرنيست، اگر هر آنچه زشتي وبي خردي است ازسوي مسئول خانواده مورد نهي قرار گيرد وبه خوبي ها ونيکي ها امر شود و تربيت صحيح ورفتار عادلانه با فرزندان صورت گيرد بدون ترديد تاثير آن در حفظ وحراست از کانون گرم خانواده مؤثر است. اگر اين فريضه در خانواده اي نقش آفرين باشد آن خانواده در برابر ناملايمات فکري و فرهنگي ايمن خواهد بود.
* امر به معروف و نهي از منکر در روايات: 
وقتي انسان روايات پيرامون امر به معروف و نهي از منکر را مطالعه مي کند به جامعيت، دقت، ظرافت، افکار بلند و گسترده اي که براي اصلاح افراد، جامعه، خانواده و حکومت است برخورد مي کند. يکي از زواياي اين فريضه الهي برانگيختن حس مسئوليت مؤمن نسبت به ديگران و محيط اطراف اوست، به گونه اي که کمترين انحراف و کجروي و فساد و تباهي و ظلم و نابرابري را برنمي تابد و سکوت و بي تفاوتي را جايز نمي شمارد. اگر حقايق امر به معروف و نهي از منکر مورد توجه مسلمين واقع شود هرگز قدرتي متعرض مسلمين نخواهد شد و به تعبير شهيد مطهري امر به معروف و نهي از منکر، رسيدگي کردن دائم به وضع مسلمين است. مسلمين عنصر ارزشمندي به نام امر به معروف و نهي از منکر دارند که اين همه نابساماني در سرزمين هاي اسلامي به علت بي توجهي و يا کم اطلاعي از حقايق اين فريضه الهي است. اينک به چند نمونه روايات در اين باب اشاره مي شود؛
1 - مقام خلافت الهي:
جانشيني خداوند در روي زمين مقام بزرگ و ارجمندي است که شايسته انسانهاي بزرگ و الهي است. انسانهايي که ايمان و تقوايشان در مراتب بسيار بالايي است و براي حاکميت ارزش‌هاي الهي و انساني با هر نوع ناپاکي و تباهي به مبارزه بر مي خيزند. پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: «مَنْأَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ فَهُوَ خَلِيفَةُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ خَلِيفَةُ رَسُولِه‏( نوري - مستدرک الوسائل- 1408 ق - ج 12 ص 179) کسي که امر به معروف و نهي از منکر نمايد پس او خليفه خداوند در زمين و نيز خليفه رسول خداست.»
2 - نهايت دينداري:
از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده که فرمودند: «غاية الدّين‏ الأمر بالمعروف و النّهى عن المنكر و إقامة الحدود 
(تميمي آمدي -غررالحکم ودررالکلم- 1410 - ص 469) نهايت دينداري انجام امر به معروف و نهي از منکر و بر پاداشتن حدود الهي است.» در واقع نهايت دينداري مخصوص کساني است که در دينداري به کمال رسيده اند هم از جهت معرفت مسائل ديني و هم انجام امور نيکو و فرائض ديني. اين روايت در واقع ارزش ذاتي عمل به اين فريضه الهي را مي رساند که موجب کمال دينداري است.
3 - اهميت والاي امر به معروف و نهي از منکر:
اميرالمؤمنين علي عليه السلام در عبارتي بي نظير اين چنين مي فرمايند: «وَمَاأَعْمَالُ‏الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عِنْدَالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنْ الْمُنْكَرِ إِلَّا كَنَفْثَةٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي (نهج البلاغه حکمت 374) تمام کار هاي نيک و نيز جهاد في سبيل الله در برابر امر به معروف ونهي از منکر همانند رطوبت دهان (قطره اي) است در برابر درياي موّاج.»
اگر ارزش تمام کار هاي نيکو و پسنديده را در نظر بياوريم و نيز جايگاه جهاد در راه خدا را که ارزش و منزلت آن در قرآن کريم بارها اشاره شده است، تصور نماييم، اين همه در برابر امر به معروف و نهي از منکر بسيار نا چيز به شمار مي آيد. مقايسه قطره در برابر دريا قابل تصور نيست تا حقيقت آن براي مان روشن شود. فقط اين نکته را از اين جمله پر معنا مي فهميم که امر به معروف و نهي از منکر آن قدر عمق و ژرفا و نيز آن قدر وسعت و گستردگي دارد که افکار و عقول معمول بشري قادر به درک آن نخواهد بود. فقط اکتفا مي کنيم به الفاظ بسيار با عظمت و 
فوق العاده وسيع و گسترده.
4 - راه پيامبران و عامل پايداري همه فرايض:
روايتي عجيب از امام باقر عليه السلام هست که مي فرمايند: «إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصَّالِحِينَ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ تَحِلُّ الْمَكَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ يَسْتَقِيمُ الْأَمْر... ( طوسي -تهذيب الاحکام- 1407 ق - ج 6 ص 181 )
امر به معروف و نهي از منکر راه انبياء و روش صلحا و فريضه‌اي است که فرايض ديگر به واسطه آن قوام مي‌يابند. به واسطه آن راه ها امن مي شوند و کسب و کار حلال مي‌شود و حقوق افراد ذي حق به آنها بازگردانده مي شود و زمين آباد شده و از دشمنان دادخواهي مي گردد و امور سامان مي يابد.»
اين روايت يعني قدرتي که به همه اوضاع و احوال جامعه مي پردازد، از آسايش و امنيت، از کسب و تجارت، از احقاق حق، از سروسامان گرفتن اوضاع جامعه مسلمين، از عمران وآبادي و از دادخواهي در برابر ستمگران.
5 - شريف ترين واجب الهي:
امام باقر عليه السلام مي فرمايند: در آخر الزمان گروهي از مردم ريا مي کنند. در ادامه مي فرمايند: اگر نماز ( به گمان آنان ) به محصول کار مالي و بدني آنها ضرر وارد کند، آن را رها مي نمايند همان گونه که برجسته ترين و شريف ترين واجبات را ( که امر به معروف و نهي از منکر است ) رها مي سازند. ( مسعودي -پژوهشي درامر به‌معروف ونهي ازمنکر- 1378 - ص 86 ) 
ضعف ايمان و وجود ريا و خود نمايي، براي انسان هاي به ظاهر مسلمان است اما از حقيقت مسلماني فاصله دارند. کمترين نا ملايمات را نمي پذيرند و اين خصلتها موجب مي شود شريف ترين واجب الهي را رها مي کنند. چه بد مردماني هستند اين ريا کاران ظاهر ساز. 
نکته مستتر در اين روايات اين است که اگردرجامعه اي امر به معروف و نهي از منکر ترک شود، آن جامعه جامعه اي است منفعت طلب که ريا کاري، ظاهر سازي و ترک شريف ترين واجب الهي صفت برجسته چنين جامعه اي است.
6 - محور دينداري:
«عن احدهما ( عليه السلام ) انه قال: لَا دِينَ‏ لِمَنْ‏ لَا يَدِينُ‏ اللَّهَ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ.(کوفي اهوازي - الزهد - 1402 ق - ص107 ) دين ندارد کسي که به واسطه امر به معروف و نهي از منکر، متدين به دين خدا نيست.»
به عبارت ديگر امر به معروف و نهي از منکر نقشي در دينداري او ندارد و اين شخص به ظاهر مسلمان جايگاهي براي اين واجب الهي در زندگي خود قائل نيست. چنين شخصي از ديد اين امام معصوم ( عليه السلام ) دين ندارد. اگر در تعاريفي که از جايگاه امر به معروف و نهي از منکر تاکنون از کلام خدا و روايات ائمه عليهم السلام گفته شد تاملي صورت گيرد، اينکه کسي بي توجه به امر به معروف و نهي از منکر باشد ديندار نپنداريم سخن دور از واقعيت نيست. مويد اين کلام معصوم ( عليه السلام ) فرمايش پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله است که در اين باره فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِيفَ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ فَقِيلَ لَهُ وَ مَا الْمُؤْمِنُ الَّذِي لَا دِينَ لَهُ قَالَ الَّذِي لَا يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ ( کليني - الکافي- 1407 - ج 5 - ص 59 ) خداوند عزوجل، مومن ضعيفي راکه دين ندارد مورد خشم خود قرار مي دهد. سئوال شد: چه کسي است مومن ضعيفي که دين ندارد؟ حضرت فرمود: کسي که نهي از منکر نمي کند.»
البته ذکر مومن ضعيف براي آن است که دين چنين فردي ضعيف است. لذا جمله «لا دين» (دين ندارد) براي تاکيد بر ضعف دين اوست والا نمي توان گفت چنين فردي اساسا دين ندارد. بلکه معنايش اين است که دين او خاصيتي ندارد مثل کسي است که دين ندارد. چرا که اگر کسي دين داشته باشد، نمي تواند در برابر منکرات جامعه سکوت کند و نهي از منکر نکند.
7 - آفريده الهي که موجب عزت است:
از امام صادق عليه السلام روايت شده که فرمودند: «الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ خُلُقَانِ مِنْ خُلُقِ اللَّهِ فَمَنْ نَصَرَهُمَا أَعَزَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ خَذَلَهُمَا خَذَلَهُ اللَّهُ ( جوادي آملي - مفاتيح الحيات - 1391 - ص 512 ) امر به معروف و نهي از منکر دو آفريده خدا هستند. پس هر کس به آنها کمک کند 
(به آنها عمل نمايد ) خداي سبحان او را عزيز کند و هر کس آنها را خوار کند، خداوند خوارش سازد.»
اين سخن مخصوص اهل ايمان است، چراکه غير اهل ايمان از عزت بهره اي نمي برند زيرا خداوند فرمود: 
«الْعِزَّةَ لِلَّهِ ‏وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ ‏( منافقون 8) عزت اختصاص به خدا و رسول او و مومنين دارد.» اما اگر کساني در جامعه به اين فريضه الهي توجه نکنند، عزت نمي يابند ولي کساني که آن را عمل مي کنند آنها اهل عزت و جامعه آنها داراي عزت خدا دادي خواهد شد و اگر چنين نکنند يعني کساني اين فريضه را خوار کنند، خداوند نيز آنها را خوار خواهد کرد و چه قدر زيادند جوامعي که با فراموشي و ترک اين فريضه الهي به کيفر و خذلان افتادند. 
8 - عواقب زيانبار ترک امر به معروف و نهي از منکر:
يکي از منهيات تاکيد شده در روايات، ترک امر به معروف و نهي از منکر است که اين مهم به خاطر عواقب و پيامد‌هاي زيانبار آن است که دامنگير مومنين و جامعه آنها خواهد شد. عواقبي از جمله؛ 
- حاکميت اشرار:
«رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْكَرِ أَوْ لَيُسَلِّطَنَّ اللَّهُ شِرَارَكُمْ عَلَى خِيَارِكُمْ فَيَدْعُو خِيَارُكُمْ فَلَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ (مجلسي -بحار الانوار - 1403ق - ج90- ص378 ) پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: يا امر به معروف ونهي از منکر مي کنيد، يا خداوند، بدان و اشرارتان را بر شما مسلط و حاکم مي کند، آنگاه اگر خوبانتان دعا کنند پس مستجاب نخواهد شد.»
- دشمني با خداوند:
امام صادق عليه السلام فرمودند: «... وَ إِذَا رَأَى الْمُنْكَرَ فَلَمْ يُنْكِرْ هُوَ هُوَ يَقْدِرُعَلَيْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ يُعْصَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْأَحَبَّأَنْ يُعْصَى اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّ و جَلَّ بِالْعَدَاوَةِ... (کليني - الکافي -1407- ج5- ص108) هر کس کار زشتي را ببيند در حالي که قدرت دارد مانع آن شود و دوست داشته باشد که خدا نافرماني شود، به تحقيق دشمني خود با خداوند را آشکار کرده است.»
- مرده اي ميان زندگان:
اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايند: «مَنْ تَرَكَ إِنْكَارَ الْمُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ يَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَهُوَ مَيِّتٌ بَيْنَ الْأَحْيَاء( طوسي -تهذيب الاحکام-1407 - ج 6 - ص 181 ) کسي که با قلب و دست و زبان خود نهي از منکر را ترک کند او مرده‌اي در بين زندگان است.»
- تعرض به حريم:
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: «... وَ إِذَا قَلَ‏ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ اسْتُبِيحَ الْحَرِيمُ... (ديلمي - ارشاد القلوب - ج1- ص113)  زماني که امر به معروف اندک شد به حريم تجاوز مي شود.»
- دوري برکات الهي: 
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمودند: «لَا يَزَالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ فَإِذَا لَمْ يَفْعَلُوا ذَلِكَ نُزِعَتْ مِنْهُمُ الْبَرَكَاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاء (طوسي - تهذيب الاحکام -1407 - ج6 - ص 181) مردم تا مادامي که امر به معروف ونهي از منکر مي‌کنند و در نيکي واحسان و تقوا يکديگر را ياري مي کنند هميشه در خير و خوبي هستند و زماني که اين گونه نباشد برکات از آنها مي رود ( برداشته مي شود ) و بعضي از آنها به بعضي ديگر سلطه مي يابند و در اين حال ياوري در زمين و آسمان ندارند.»
از مجموع اين روايات چند نکته روشن مي شود که ذيلا به آنها اشاره مي شود؛
1 - اسلام دين با مسئوليت:
اسلام هميشه احساس مسئوليت نسبت به ديگران را توصيه مي نمايد. بي توجهي و به تعبيري بي خيالي را نه تنها تاييد نمي کند بلکه تقبيح مي کند. پيامبر اکرم صلي الله 
عليه و آله مي فرمايند: «کُلٌُکُم راعٍ وَ کُلٌُکُم مَسئُولٌ عَن رَعيَةٍ ( شعيري ص 119 ) هريک از شما نگهبان هستيد و هر کدام از شما مسئول در برابر مردم هستيد.»
و نيز رسول خدا صلي الله عليه و آله مي فرمايند: «وَمَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَالَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم ‏
( مجلسي - مرات العقول- 1407 - ج9- ص 3) کسي که بشنود صداي مردي را که ندا مي دهد اي مسلمين! پس کسي جواب آن را ندهد، آن شخص مسلمان نيست.» همچنين 
مي فرمايند: «مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِم‏ ( همان - ج 9 ص 1 ) کسي که صبح کند و نسبت به امور مسلمين اهتمام نورزد، از مسلمانان نيست.»
روايات از اين دست زياد است که مسلمانان را نسبت به مسلمانان ديگر، نسبت به همسايه، نسبت به افراد جامعه حتي غير مسلمان، مسئول مي کند و اگر انساني راه بي تفاوتي را طي کند، آن فرد از دايره اسلام و مسلمين خارج مي گردد. يعني اين فرد از جنس مسلمانان نيست، چراکه مسلمان هرگز نبايد نسبت به مسلمان ديگر بي تفاوت باشد. 
2 - همراهي عقل و شرع:
مسائل مطرح شده در روايات، کاملا عقلاني است. اگر مفاد روايات مد نظر قرار گيرد، انسان حکم عقل را در کنار حکم شرع مي يابد. اينکه در جامعه اي خوبيها و نيکي سفارش نشود و ناهنجاري و فساد و بي مبالاتي ترويج پيدا کند و راه براي صاحبان انحراف و کجروي و تباهي فراهم باشد، به طور طبيعي افراد بد و شرور حاکميت آن جامعه را به دست مي گيرند چون چنين جامعه اي خواستگاهش خوبي و معروف و برخورد و نهي از زشتي ها نيست. اگر انسان از بهترين نعمت ها براي هدايت خود استفاده نکند و از حجت عقل و شرع بهره نجويد و تابع عافيت طلبي و بي تفاوتي شود، اگر دعايي به سوي خدا خوانده شود خداوند آن را اجابت نمي کند يعني چنين جامعه اي مورد غضب و خشم خداوندي است.
3 - شرع، مدافع حريم انسان ها:
اين جمله پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله که فرمود؛ «زماني که امر به معروف در جامعه اي کم شود حريم انسانها مورد تعرض قرار مي گيرد»، يک جمله کاملا حکيمانه و منطبق با تجربيات و واقعيت است.
اگر در جوامع گذشته و يا در جامعه امروزي مطالعه اي صورت گيرد، اگر زواياي جرمها و خيانتها و تجاوزات به حريم انسان ها واکاوي گردد، در اکثر موارد، جهل و بي اطلاعي و بي مسئوليتي نسبت به ديگران خودنمايي مي‌کند. دليل اين امر اين بوده که دعوت به خوبي ها، دعوت به کمال، دعوت به احترام  و رعايت حقوق ديگران و نهي از هر آنچه زشتي و منکر است صورت نگرفته است. اگر جامعه از کمال انساني بگويد، به کمال انساني دعوت نمايد، از چنين جامعه‌اي زشتي ها و بي مبالاتي ها، بي حرمتي، بي‌احترامي به حقوق انسان‌ها و جهل و ناداني رخت برمي بندد. جامعه‌اي که به دنبال فضائل انساني باشد هميشه يکديگر را دعوت به خير و نيکي و نيکوکاري مي نمايد و اين جامعه کمتر در معرض آسيب ها ي اجتماعي مي باشد.
4 - ضرورت برخورد با زشتي ها:
امر به معروف و نهي از منکر از فرامين الهي است. عصيان و نافرماني در برابر دستورات خداوند قادر متعال موجب زوال نعمت ها مي گردد. اگر به سرگذشت اقوام گذشته در قرآن کريم مراجعه نماييم يکي از علل محروميت از نعمات الهي، نافرماني در برابر پروردگار بوده است و نيز غضب هايي که متوجه بعضي اقوام گرديده از گناهان و نافرماني هايي بوده که در برابر خداوند سبحان صورت گرفته است و حتي سکوت وبي تفاوتي و نيز عدم عکس العمل و واکنش لازم در برابر بديها و منکرات، قومي را دامنگير عذاب الهي نموده است. 

 

منبع: روزنامه رسالت