نظر آیت الله مرتضی مقتدایی درباره امر به معروف و نهی از منکر


آیت الله مرتضی مقتدایی را از وسط یک همایش حوزوی توانستیم خارج کنیم و برای دقایقی پای حرف‌هایش بنشینیم تا نظرات این عضو شورای عالی حوزه علمیه را درباره موضوع مهم امر به معروف و نهی از منکر جویا شویم و شاید اهمیت موضوع بود که ایشان را در آن وضعیت راضی به گف توگو کرد.

 

تجربه فراوان در دستگاه قضا و شخصیت علمی و فقهی ایشان و تسلط از جنبه های گوناگون بر موضوع باعث شد تا سوالاتمان حول محور مشکلات اجرایی امر به معروف شکل بگیرد و ایشان با حوصله به پرسش های جسورانه ما پاسخ داد و البته نظرات خود را نیز صریح و روشن گفت.

همه می دانیم که امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه مهم اسلامی هستند، اما می خواهم جایگاه این فریضه در بین دیگر فرائض را کمی برای مان روشن نمایید.

در روایات ما هم از امر به معروف و نهی از منکر تعبیر به فریضه عظیمه شده است. در روایتی از امام باقر(علیه‌السلام) نقل شده «ان الامر بالمعروف و النهی عن المنکر سبیل الانبیاء و منهاج الصلحا» این روش، روش انبیاء و روش صلحا است؛ عباد صالح خدا این وظیفه را انجام می دهند. امر به معروف و نهی از منکر واجب عظیمی در اسلام است؛ که «بهِا تُقامُ الفَرائضِ »، به وسیله امر به معروف و نهی از منکر بقیه فریضه ها اقامه می شوند؛ یعنی اقامه بقیه فرائض با تأکیدی است که به واسطه امر به معروف و نهی از منکر انجام می‌شود. بنابراین این دو مساله از واجبات مهم اسلامی است و برای همه واجب است نه اینکه اختصاص به یک قشر خاصی داشته باشد، بلکه هر فرد مسلمان که نماز و روزه برایش واجب است، امر به معروف و نهی از منکر هم بر او واجب می‌شود.

البته امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد، شرایطی که برایش در روایات گفته شده و فقها در فتوایشان مطرح می کنند، یکی این است که احتمال تأثیر داشته باشد؛ اگر من دیدم که یک شخصی واجبی را ترک می کند، نماز نمی خواند، روزه نمی گیرد، یا یک منکری را مرتکب می شود، مشروب می‌خورد، دروغ می گوید، غیبت می کند و حرام خوری می کند، اینجا وظیفه ما این است که امر به معروف و نهی از منکر کنیم. 

اما باید احتمال تأثیر بدهیم؛ اگر من یقین بدانم یا احتمال دهم که تذکر من به این شخصی که مشروب و حرام می خورد نه تنها هیچ تأثیری ندارد بلکه به عکس لجاجت می کند و اصرارش بر آن گناه، ترک عبادت یا فعل معصیت بیشتر می شود، اینجا تکلیف ندارم و تکلیف ساقط است.

امر به معروف و نهی از منکر واجب است، اما مشروط به این است که من بدانم یا احتمال دهم که تأثیر دارد؛ اما اگر احتمال می دهم که تأثیر ندارد یا او لجاجت می کند، اینجا واجب نیست؛ شرط دیگری هم دارد این است که من در امر به معروف و نهی از منکر احساس امنیت کنم، اگر احتمال این را دهم که ضرری و خسارت جانی و مالی به من می‌رسد این آقا جلوی من می‌ایستد، آبروریزی و هتاکی و فحاشی می کند یا کتک می زند یا خسارت مالی دارد، اینجا هم واجب نیست. پس دو فریضه مهم است، عظیم است، اما به شرطی که من احتمال تأثیر دهم و امنیت داشته باشم و طوری نباشد که ضرر دهم؛ اگر این دو شرط مفقود باشد واجب نیست.

بنابراین کسانی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک می‌کنند به احتمال اینکه تأثیر ندارد، کار صحیحی نیست نباید به خاطر اینکه احتمال تأثیر نمی‌دهم بکل آن را ترک کنم؛ یعنی اگر به طور عموم احتمال اثر نمی‌دهم پس هیچ مورد خاصی را اقدام نکنم، این صلاح نیست؛ باید جوری باشد که مورد را تشخیص دهد، طرف را ببیند، بداند که ممکن است روی او تاثیر نداشته باشد و روی دیگری موثر باشد، اما اینکه به نحو عموم اصلاً فریضه را کنار بگذاریم درست نیست.

متأسفانه بحث امر به معروف فقط در یک موضوع خاصی در جامعه دنبال می شود، مانند حجاب، ولی منکرات دیگر مانند رشوه گیری، رباخواری، کم فروشی، گران فروشی و خیلی از موضوعات دیگر کمتر مورد توجه آمرین و ناهیان قرار می‌گیرد. چرا در بحث حجاب خیلی پررنگ و در سایر موضوعات کمرنگ عمل شده است؟

به این دلیل که مسأله حجاب یک امر عمومی جامعه است؛ در امر عمومی جامعه، اگر موارد خاصی را افرادی احتمال تأثیر دهند و اقدام کنند زیاد م یشود. مثلاً فرض کنید من از یک مغازه‌ای چیزی بخرم و ببینم که گران فروشی می کند و به او بگویم که چرا گران فروشی می کنی، این مورد خاص است، علنی و عمومی نیست که همه مطلع باشند که این آقا گران فروشی کرد یا آن آقا مشروب خواری کرد، آن آقا رشوه گرفت. در آن موارد هم به نظر می رسد که اقدام می شود، افرادی که مقید هستند به اینکه واجب را ترک نکنند، در آن موارد خاص هم اقدام می کنند، به آن مشروب فروش و مشروب خوار تذکر داده می‌شود ولی عمومیت ندارد.

در مسأله حجاب چون یک امر فراگیری است، چند مورد خاص هم که بگویند این شهرت پیدا می کند، اینطور نیست که امر حجاب ویژگی خاصی داشته باشد که بگوییم حساسیتی در آن هست؛ شاید حساسیتی که در شرب خمر و گران فروشی هست بیشتر باشد، اما مواردش اینطور نیست که فراگیر و عام باشد. چراکه این یکی از گناهانی است مانند سایر گناهان، بلکه شاید برخی از گناهان، کبیره باشند و این نسبت به آن‌ها آنطور اهمیتی ندارد ولی فراگیر بودن این گناه و اینکه تعدادی خودشان را موظف می‌دانند که تذکر دهند این‌طور به نظر می رساند که حساسیتی دارد، و الا هیچ حساسیت دینی و شرعی بیشتری بی‌حجابی و بدحجابی نسبت به گناهان دیگر ندارد.

آیا لازم است که حلال یا حرامی در نظر عرف معروف و منکر شناخته شده باشد تا مورد امر و نهی قرار بگیرد یا صرف حلال و حرام بودن کافی است؟ ولو عرف و اکثریت با آن موافق نباشد؟

نه؛ یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر این است که آن معروف برای همه شناخته شده باشد، بدانند که این منکر است. مثلا کسی که به گوشش نخورده است که شرب خمر حرام است، در جایی زندگی می کرده که مسلمان نبودند یا اعتقادی به احکام اسلامی نداشتند، اگر در کشور اسلامی از روی عادتی که همیشه در اجتماع شان روال و رواج داشته است مشروب بخورد خب این را می گوییم که اطلاع ندارد. اما مسلمان ها می دانند که حجاب امر ضروری اسلام است و می دانند نماز واجب است پس شخصی که نماز نمی خواند را می توان نهی از منکر کرد یا او را امر کنیم که نمازش را بخواند و پس نمی توانیم بگوییم که او اطلاع ندارد؛ همین قدر که یک حکمی برای عموم مردم شناخته شده باشد، آن را معروف و واجب بدانند، منکر را حرام بدانند، امر به معروف و نهی از منکر در اینجا واجب است.

اما در اینجا بحث موافقت داشتن و نداشتن مطرح نیست، یعنی اگر تمام مردم بگویند که ما نمی خواهیم امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب باشد، این مسأله، امر به معروف درباره حجاب را از بین نمی‌برد، به عبارت دیگر موافقت مردم و عدم موافقت عموم، در آن شرط نیست، شناخت حلال و حرام کافی است که اگر مرتکب شدند امر به معروف یا نهی از منکر شود. 

شناخت برای دو طرف لازم است. هم برای آن کسی که می‌خواهد امر به معروف کند، یعنی بشناسد که این معروف است و امر کند، بشناسد که این منکر است و نهی کند، اگر نشناسد، ممکن است خلاف به منکر امر کند، چیزی که منکر است را فکر کند که واجب است، چیزی که واجب است را فکر کند که منکر است و از آن نهی کند.

پس هم آنکه می خواهد امر و نهی کند باید معروف و منکر را بشناسد، آن کسی هم که این آقا می‌خواهد او را امر یا نهی کند، باید بداند که او هم می شناسد، می داند که این واجب است، می داند این منکر است و به جا می‌آورد تا نهی کنیم؛ اگر بدانیم که او نمی‌شناسد یا این حکم به گوشش نخورده است اینجا واجب نیست.

با توجه به گسترش برخی منکرات بخصوص در شهرهای بزرگ، مخصوصا در مسأله حجاب، اگر کسی بخواهد نهی از این منکر شناخته شده انجام دهد باید با همه برخورد کند و بیشتر افراد را نهی از منکر کند، آیا این کار شدنی است و می شود مثلا در تهران این کار را انجام داد؟

در چنین مواردی اگر به فرمایش شما در شهر تهران با این گسترش بدحجابی یک نفر بخواهد در موردی نهی از منکر کند، تأثیر ندارد و هیچ احتمال اثر هم در آن داده نمی شود، ولی این را باید اینطور حساب کنیم که یک تکلیف الهی است برای تمام افراد و اگر هر فرد مسلمانی خود را موظف بداند که در مقابل منکر بایستد، نهی کند، تذکر دهد، آنگاه اوضاع تغییر می کند. شما ملاحظه کنید در تهران، این جمعیتی که در خیابان رفت و آمد می‌کنند همه مسلمان و مؤمن هستند، اغلب مسجدی هستند، نماز می خوانند، همینطور که مسجد می رود و نماز می خواند باید امر به معروف را هم انجام دهد، نهی از منکر را هم انجام دهد؛ اگر این کار گسترش پیدا کند و هر فرد مسلمانی که به فرد بدحجاب رسید به او تذکر دهد، قطعاً تأثیر دارد؛ بله اگر یک نفر بخواهد بگوید تأثیر ندارد؛ شاید او را مسخره هم کنند.

امر به معروف و نهی از منکر اول باید با زبان لیّن، عطوفت و مهربانی و دلسوزی انجام شود. به او بفهمانند که ما به تو علاقمند هستیم و تو را دوست داریم که به تو این حرف را می‌زنیم 

اگر چنانچه یک معصیت را همه انجام می دهند هر فرد مسلمان که به او برسد و تذکر بدهد قطعاً مؤثر است؛ بنابراین شاید اینکه می بینیم اثر نمی کند برای این است که متأسفانه مسلمان ها این فریضه را کم اهمیت تلقی می کنند، فکر نمی کنند در ردیف نماز است؛ چرا اگر یک روز نماز ترک شد ناراحت است و خودش را ملامت می کند که چرا کوتاهی کردم، اما با ترک امر به معروف خودش را ملامت نمی کند، این دو در یک ردیف هستند پس نگوییم اثر ندارد، اگر هر فردی به این خانم رسید و تذکر داد قطعاً مؤثر است؛ بله اگر یک نفر بگوید و رد شود بقیه بی تفاوت باشند تأثیر ندارند، اما اگر این تکلیف را همه مسلمانان متحداً اقدام کنند، هر کسی رسید تذکر بدهد آن طرف کم کم خجل می‌شود و تأثیرگذار است. بنابراین در اینطور موارد نمی توانیم بگوییم چون عمومیت پیدا کرده و فراگیر شده و اگر یک نفر بخواهد این حرف را بزند تأثیر ندارد پس آن یک نفر هم نباید بگوید!. مشکل این است که امر به معروف و نهی از منکر برای مردم جا نیافتاده است، وظیفه هر مسلمانی این است که بگوید و اگر این وظیفه را هر فردی انجام داد قطعاً تأثیر گذار خواهد بود.

یکی از ایرادهایی که می گیرند به شیوه امر به معروف و نهی از منکر است؛ یعنی روش هایی که متأسفانه به کار برده می شود بعضی وقت ها رو ش‌های نامناسبی است و بعضی وقت ها عکس‌العمل‌های منفی در بر دارد، شما در این زمینه چه نظری دارید؟

در رساله های مراجع، مراتب امر به معروف و نهی از منکر هم ذکر شده است؛ هم شرایطش آمده است و هم مراتب آن. امر به معروف یا نهی از منکر مرتبه به مرتبه است؛ نباید ابتدا به سراغ مرتبه آخر رفت؛ ابتدا باید با مهربانی، عطوفت، دلسوزی، به آن طرف طوری نشان داد که من به تو علاقه دارم و تو را دوست دارم و از روی محبت به شما می گویم که نماز را ترک نکن. امام حسن (علیه السلام) و (امام حسین (علیه السلام) کودک بودند، دیدند که پیرمردی وضو می گیرد ولی وضویش باطل است؛ این‌ها اگر می خواستند به او بگویند که با این سن هنوز بلد نیستی وضو بگیری، چقدر تأثیر منفی داشت؟ این دو بزرگوار پیش آن پیرمرد رفتند، گفتند که آقا ما دو نفر اختلاف داریم، من می گویم که وضوی من بهتر است، برادر من می گوید که وضوی من بهتر است، شما قضاوت کن ما به نوبت وضو می گیریم ببین کدام بهتر است، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بعد از وضو گرفتن از آن مرد قضاوت خواستند که کدامیک از ما وضوی مان بهتر است؟ آن پیرمرد متوجه شد، گفت به خدا قسم وضوی هر دوی شما از وضوی من بهتر است. روش را ببینید به این صورت می خواهند امر به معروف و نهی از منکر را پیاده کنند، او را به عنوان حَکَم تلقی می کنند و خودشان با عمل به او وضو یاد می دهند. بنابراین امر به معروف و نهی از منکر اول باید با زبان لیّن، عطوفت و مهربانی و دلسوزی انجام شود. به او بفهمانند که ما به تو علاقمند هستیم و تو را دوست داریم که به تو این حرف را می زنیم، این یک مرحله است و خیلی وقت ها ممکن است که تأثیر مطلوبی داشته باشد، اگر به این مرحله عمل کردیم و نتیجه نگرفتیم، به زبان تندتر تذکر می دهیم؛ چرا به دین عمل نمی کنی، چرا مواظب نیستی، مگر تو مسلمان نیستی، یک تعبیرهای اینگونه و یک مقدار تندتر با او صحبت کنند، اگر به جایی رسید که با تندی هم اگر بگوییم تأثیر ندارد یا تأثیر معکوس دارد، باز اینجا نباید انسان بی تفاوت بگذرد؛ یک مرحله هم این است که اخم کند، آن طرف وقتی می بیند که این آقا از کنار او رد می شود صورتش را بر می گرداند، سوال برایش پیش می آید و متذکر می شود، با همین اعراض، غضب خودش را به او بفهماند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمود که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) به ما دستور داده است که با آن ها که معصیت کار هستند با چهره خشن و غضبناک برخورد کنید که همین رو ترش کردن به او می‌فهماند که عمل تو زشت است و این کار را انجام نده. در روایت داریم که اگر امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردید خداوند در همین دنیا شما را به عقوبت می رساند، عقوبتش برای آخرت نمی افتد، بخشی از عقوبت در آخرت است ولی یک بخشی از آن هم در در دنیا است.

خداوند فرمود اشرار قوم را بر آن‌ها مسلط می کند که به آن ها رحم نمی کنند، در اثر ترک امر به معروف و نهی از منکر آن هایی که فاسد هستند و شرارت دارند به این افراد مسلط می شوند. شاید به وجود آمدن داعش در نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر باشد، این در روایات ما آمده است که عقوبتش این است که «خیارکم تدعون » خوبان دعا می کنند ولی دعایشان در اثر رواج ترک امر به معروف و نهی از منکر مستجاب نمی شود. «هم شرار قوم بر مردم مسلط می شوند، ظلم و اذیت می کنند و هم خوبان دعا می کنند، و دعایشان مستجاب نمی‌شود »

منبع : ماهنامه خیمه

 


۲ دي ۱۳۹۶